دلم خوش بود

به احوال پرسی های گاه و بیگاهش

که مثلا؛

"سلام ، حال شما؟"

که بنویسم :"خوبم"

و در دل بگویم

مگر می شود تو باشی و خوب نباشم

حال من با تو عالیست

دلم خوش بود

به شب بخیرهای پُر مهرش

که مثلا ؛

"شب بخیر، خوب بخوابی"

که بنویسم همچنین

و در دل بگویم

تو که باشی خوب می خوابم آرام جانم

دلم خوش بود به همین دلخوشی های اندک

حالا نه از احوال پرسی های گاه و بیگاه خبری هست

و نه از شب بخیرهای پُر مهر

من مانده ام و من

و خاطراتی که پشت پلک چشمانم رژه می روند

تو را به خدا

ناغافل وارد زندگی کسی نشوید

احساسش را به بازی نگیرید

و تنهایی اش را از هم نپاشید

دل های شیشه ای را سنگ نزنید

مرهم اگر نمی شوید زخم نزنید...

@asheghaneh