پاراگرافی از کتاب تسخیر خوشبختی اثر برتراند راسل

دل انسان مستعد #تنفر است و علت را باید در نارضایتی او جستجو نمود. دلیلش این است که انسان از معنای #زندگی فاصله گرفته است. بدون تردید جنبه‌های مثبت و اسباب #خوشبختی برای مردم روزگار ما بیش از امکاناتی است که مردم قدیم از آن بهره‌مند بودند. اما #آگاهی از اینکه چه می‌توانیم داشته باشیم به مراتب بیشتر شده است.

اگر به باغ‌وحش بروید و در چشمان میمون‌هایی که سرگرم بازی یا خوردن نیستند نگاه کنید، به #اندوهی سنگین در آن‌ها پی می‌برید. احساس می‌کنید که دلشان می‌خواهد #انسان شوند اما راه این کار را نمی‌دانند. آن‌ها در جریان #تکامل راهشان را گم کرده‌اند. همتایانشان از آن‌ها پیش افتاده‌اند و آن‌ها سر جای خود باقی مانده‌اند.

به نظر می‌رسد #ذهنیت مشابهی در روح بشر #متمدن رسوخ کرده است. می‌داند که می تواند در شرایط بهتری قرار بگیرد اما نمی‌داند که چگونه می‌تواند از آن برخوردار گردد. اینگونه است که بر همتایان خود #خشم می گیرد و این در حالی است که این همتایان نیز در شرایط بهتر از او قرار دارند. آن‌ها هم بر دیگران #غبطه می خورند.

در جریان تکامل هنوز به مرحله پایانی نرسیده‌ایم. باید به #سرعت این مراحل را پشت سر بگذاریم، در غیر اینصورت #تباه می‌شویم و در جنگل تردید و #هراس راهمان را گم می‌کنیم. بنابراین غبطه با آنکه چیز خوبی نیست، جنبه‌های مثبت هم دارد. غبطه ابراز #تالم است، تالم کسانی که در شب بی‌چراغ طی طریق می‌کنند، شاید به #مأمن بهتری برسند و شاید هم راهشان به #مرگ و تباهی منتهی شود.

برای یافتن راه درست زندگی بشر باید همانطور که بر #اطلاعات مغزی خود افزوده دلش را فراخ‌تر کند، باید بیاموزد که به #ماورای خویشتن برود و با این اقدام به #آزادی در عالم هستی و به #سعادت و نیکبختی دست یابد.

#پاراگرافی_از_یک_کتاب

#برتراند_راسل

#تسخیر_خوشبختی