پاراگرفی از کتاب کاناپه‌ قرمز اثر میشل لبر

#زندگیِ من، وقتی که #کوچک بودم،

در #انتظارِ بیهوده خودِ زندگی گذشت.

#گمان می‌کردم که یک روز #یک‌دفعه

زندگی #شروع خواهد شد،

و خودش را در #دسترسِ من قرار خواهد داد،

مثلِ بالا رفتنِ #پرده‌ای،

یا شروع شدنِ #چشم‌اندازی.

هیچ #خبری از زندگی نمی‌شد.

خیلی چیزها #اتفاق می‌افتاد،

اما زندگی #نمی‌آمد...

#پاراگرافی_از_یک_کتاب

#کاناپه‌_قرمز

#میشل_لبر