گاهی باید کوله بارِ سنگینِ کارهای نصفه و نیمه و حرفهای ناتمام را رها کرد...

دلمشغولی ها را کمتر مرور کرد...

بی خیالِ گلایه های تمام نشدنی از زمین و زمان شد!

کمی بیشتر امید و هیجان؛ در تک تکِ گلدانهای کٌنجِ پنجره کاشت و مراقبشان بود؛ با ناز و نوازش،با انرژیِ حرفهای دلنشین!

به فکرِ خستگیِ آدمها بود و لبخند

و آرامش به جهآنشان هدیه داد!

قدری بیشتر سراغِ این ابرازِ علاقه های بی بهانه و بی دلیل رفت و آدمها را نه تنها با حرفها که با چشمهایشان فهمید!

👌👌👌👌👌👌🌸🌸🌸❤