تو شبیه یک بارانِ نرمی،

خیس نمی‌کنی،

احساسِ آدمی را طراوت می‌دهی،

شبیه یک خیابان

در یک عصرِ پاییزی،

با برگ‌های زرد و نارنجی

رویِ پیاده رو هایش،

گرم و سرد،

ملس،

لابلایِ رایحه سبکِ یک یادآوریِ خوش،

یک پیاده رویِ کوتاه

و حرف‌هایی که هرکدام چند لایه دارند.

دیدنِ خوابت هم گاه

ناغافل لابلایِ روزمره های پیچیده

در عادت های سخیفِ زندگی،

حالِ آدمی را خوب می‌کند.

#ای_لیا

🍁🍂🍁🍂🍁🍂