انتقاد هنرمندان از صحبت های اخیر #بهاره_رهنما

#آزاده_صمدی ، #شقایق_دهقان و ... با انتشار پست‌های اینستاگرامی به صحبت‌های جنجالی بهاره رهنما واکنش نشان دادند.

صحبت‌های بهاره رهنما در یک لایو اینستاگرامی در خارج از کشور، در چند روز گذشته واکنش و انتقاد بسیاری از مخاطبان را در پی داشت.

قسمتی از صحبت‌های رهنما درباره آسایش و رفاه مالی و در پی آن نسبت دادن لفظ «بی دست و پا» به افرادی که پس از سال‌ها کار کردن نتوانسته‌اند رفاه و آسایش خود و خانواده‌شان را فراهم کنند،‌ در این روزها که بسیاری از مردم کشور با مشکلات مالی دست و پنچه نرم می‌کنند، سیل واکنش‌ها را به دنبال داشت.

آزاده صمدی و شقایق دهقان از جمله هنرمندانی هستند که با انتشار متن‌هایی در پیج‌ شخصیشان به این موضوع واکنش نشان دادند:

انتقاد آزاده صمدی از صحبت‌های بهاره رهنما

آزاده صمدی با انتشار پست بالا در اینستاگرامش نوشت:

"بچه که بودیم یکی از موضوعاتی که حتما یکبار در سال باید درباره اش انشا می نوشتیم،علم بهتر است یا ثروت بود.

گروهی از ما با تمجید بسیار از علم اندوزی، در انشاهای کودکانه مان علم را در کانون ارزش های بشری می گذاشتیم و گروهی از ما که این روزها بی دست و پا توصیف می شویم ثروت را برمی گزیدیم و کودکانه صفحات زیادی در تمجید از ثروت «سیاه »می کردیم.

این روزها که به خاطرات معصومانه آن دوران نگاه می کنم ، می گویم ای کاش یک بار هم سوژه انشاء درباره اینکه: علم بهتر است یا انسانیت؟ قدرت بهتر است یا عدالت؟ لذت بهتر است یا وجدان؟ شعور بهتر است یا شهرت؟ هم داشتیم تا اگر به شهرت رسیدیم شهرتمان را، اگر به قدرت رسیدیم زورمان را و اگر به ثروت رسیدیم، رفاه مان را به «بی دست و پاهای» جامعه نفروشیم و نمکی بر زخم های بیشمارشان نمی پاشیدیم.

جایی مطلبی خواندم که منتسب به گاندی است، گاندی می گوید هفت چیز بدون هفت چیز خطرناک است:

ثروت بدون زحمت

دانش بدون شخصیت

علم بدون انسانیت

سیاست بدون شرافت

لذت بدون وجدان

تجارت بدون اخلاق

و عبادت بدون ایثار"

انتقاد شقایق دهقان از صحبت‌های بهاره رهنما

شقایق دهقان نیز با انتشار تصویر بالا چنین نوشت:

"یادم می‌آید یک‌بار مادربزرگ آمریکایی یکی از دوستانم برای مادربزرگِ دیگرِ اهلِ شهرِ ملایرش، سوغاتی یک چکمهِٔ پلاستیکی قرمز با لبهِٔ خزدار کُرکی صورتی فرستاده بود!

یادم می‌آید از تصور مادربزرگ نُقلی ایرانی در آن چکمه‌هایی براقِ قرمز خیلی خندیدیم!

خنديديم چون تصورِ پوشيدن كفش و لباسِ رنگی و روشن برای کسی که سنی از او گذشته باشد برای ما عجیب و خنده‌دار است!

راستش براى نسلى كه هر چه زحمت کشیدند و تلاش کردند و جان کندند، چیزی غیر از ناامیدی، با سیلی سرخ نگه‌داشتن صورت و غصهٔ آینده فرزند و نواده‌ها را خوردن نصیبشان نشد، باید هم پوشیدن لباس شاد و روشن شوخی بد و خنده داری باشد!

_مردِشريفِ پُشت به دوربينِ گوشیی من نشسته، دست‌کم هفتاد سال سن دارد، ما او را عمو صدا می‌کنیم، عمو بعد از دست‌کم شصت سال کارکردن، حالا که وقتِ استراحت و آسودگی‌اش است باید شب ها تا صبح در سرمای گزنده و بی‌رحم شب در محوطه راه برود و نگهبانی بدهد و تنها دلخوشی و سرگرمی‌اش همان تلویزیونِ چهارده اینچِ کوچکی باشد که در عکس به آن چشم دوخته!

_پدرها و مادرهاىِ شريف و زحمتکشِ ما که عمری جان کندند و هیچ‌وقت آسایش سهمشان نشد!

آدم دلش ميخواهد زمين دهن‌باز کند و آدم را ببلعد!"