جمشید جوانشیر موسس و پایه‌گذار متل قو می‌باشد.

او متولد سال ١۳۰۳ در تهران است، جوانشیر که در جوانی علاقه‌مند به #طبیعت می‌شود و برای اولین بار به #شمال سفر می‌کند و پس از دیدن #دریا، #جنگل و زیبایی‌های شمال به شدت شیفته منطقه شده و فکر تهیه یک #باغ در شمال وارد ذهنش می‌شود.

او قبل از ۲۰ سالگی پدر خود را از دست داد و با ارثی که از پدرش مانده بود تصمیم به سرمایه‌گذاری در این منطقه گرفت. در همین روزها شنیده بود که شخصی در کلارآباد جنگل‌های مخروبه خود را برای فروش گذاشته است. جوانشیر معامله را پذیرفت و خود را در کلارآباد که آن روزها یک روستای بزرگ بود مستقر کرد و شروع به تبدیل کردن آن جنگل‌های خراب به باغ مرکبات کرد.

کار پاک سازی جنگل به سختی انجام شد اما دیگر کارها مانند کاشت صیفی‌جات و یا پنبه‌کاری با شکست‌های بزرگی همراه بود اما چه اتفاقی باعث شد تا فکر ساخت یک متل در ذهن او افتاد؟

جوانشیر در اینباره در کتابی که سال ١۳۸۰ از خاطرات و یادداشت نگاری‌هایش چاپ شده نوشته بود:

آن زمان که ما کار می‌کردیم فقط سه هتل در شمال وجود داشت که هیچ‌کدام در مجاورت دریا نبودند، روزی در کنار دریا چشمم به چند قو افتاد، از همان روز ترکیب دیدن آن قوها و فکر ساخت یک هتل در کنار دریا ذهنم را به خودش مشغول کرد.برای این کار فقط شش ماه زمان داشتم تا #عید فرا برسد!! تنها چیزی که از متل‌ها می‌دانستم این بود که می‌شد اتومبیل خود را در کنار اتاق آن پارک کرد.

جوانشیر که گویی فردی با پشت‌کار فراوان بود با همین اطلاعات کم کار را آغاز کرد و تا عید همان سال موفق شد یک سالن بزرگ ۲۲۰ متری ١۲ اتاق و دو ویلا را شیک را بسازد. اجاره هر اتاق در آن زمان ١۰ تومان و هر ویلا را نیز به قیمت شبی ۲۵ تومان تعیین کرد و این‌گونه بود که در عید ١۳۳۸ هتل قو تأسیس شد. ساعت ١١ صبح روز اول عید نوروز بود که تمام اتاق‌ها اجاره رفت و جوانشیر از این اتفاق شگفت‌زده شده و انگیزه‌ای زیاد برای توسعه کار گرفت.

آهسته آهسته شهرت متل قو همه جا پیچیده می‌شد و روزهای آخر هفته این منطقه را به شدت شلوغ می‌کرد، جوان‌هایی هم که به دنبال کسب درآمد از گردشگران بودند کم کم وارد این منطقه شدند و این آغازی بود برای رشد این روستای کوچک.