سستی و بی‌حسی به زندگی، دوری از عشق و پناه آوردن به خواب!

سستی و بی‌حسی به زندگی، دوری از عشق و پناه آوردن به خواب!

#ابلوموفیسم به سستی، خمودگی و بی‌رمقی، خستگی بیمارگونه، بی‌حسی و بی‌توجهی به #زندگی، دوری از عشق و احساسات و پناه آوردن به #خواب گفته می‌شود. این واژه از روحیه #ابلوموف، شخصیت رمان #ایوان گنچاروف گرفته شده‌است.

ابلوموف نام #رمانی است نوشته ایوان گنچاروف #نویسنده روس به سال ۱۸۵۹ میلادی که خلاصه‌ای از داستان آن به روایت زیر است:

ایلیا ایلیچ ابلوموف دوران کودکی را در املاک پدرش در روستا در کنار خانواده و دوستش #آندره می‌گذارند. در جوانی در سن پترزبورگ به #استخدام دولت در می‌آید. پس از سال‌ها خدمت در کار #دولتی، ابلوموف #بازنشسته همه روز در خانه روی کاناپه #می‌لمد. #لمیدگی برای او نه از روی #خستگی یا #کسالت، بلکه خو و #عادت اوست. هر وقت در #خانه است، که همیشه هست، بر روی #کاناپه لمیده یا در #خواب است.

آندره می‌کوشد ابلوموف را با زندگی #اجتماعی آشنا کند و او را از #سستی و #خمودگی نجات دهد. اما تلاش او #بی‌ثمر می‌ماند. #عشق #اولگا هم نمی‌تواند او را از رخوت و سستی بدر آورد. ابلوموف همچنان به زندگی #راحت و خمودگی خود ادامه می‌دهد. با بیوه‌ای #ازدواج می‌کند و تا آخر زندگی با تن آسایی خود، که آندره آن را ابلوموفیسم می‌نامد، بسر می‌برد.